بارداري تمام خانمها در هر سن و شرايط جسمي که هستند، نيازمند 3 ماه آمادگي است. آماده کردن بدنتان با سلامت عمومي مناسب ميتواند به شما کمک کند تا بارداري سالم و در پي آن کودک سالمي داشته باشيد...
در طي دوران بارداري تغييرات زيادي در بدنتان اتفاق ميافتد و دستگاههاي مختلف بدن به دليل اين تغييرات هورموني به وجود آمده، گاهي مجبور ميشوند فشار زيادي را تحمل کنند. پس اطمينانيافتن از سلامت عمومي آنها، الزامي است. به عنوان نمونه طي بارداري، بار کار قلب شما حدود 50 درصد افزايش مييابد و لازم است اگر دچار هرگونه ناراحتي قلبي هستيد، پيش از آنکه اقدام به بارداري کنيد با پزشک متخصص مشورت کنيد. برخي مشکلات قلبي مانند افتادگي دريچه ميترال ميتواند در بارداري تشديد شود يا در زمان زايمان، نياز به مصرف آنتيبيوتيک داشته باشد. پس تاکيد ميکنيم چه در وضعيت سلامت و چه بيماري هستيد حتما 3 ماه پيش از باردارشدنتان براي آن برنامهريزي و به يک پزشک مراجعه کنيد. سعي کردهايم ضمن اشاره به مهمترين آمادگيهاي لازم براي بارداري گفتوگويي با دکتر ارشميدس صنعتي، فوقتخصص قلب و عروق داشته باشيم تا نکاتي را در مورد آمادهسازي قلب براي بارداري بياموزيم.
دكتر محسن حسين خاني در گفت وگو با ايسنا، گفت: بيماريهاي قلبي به بيماريهاي مربوط به نارسايي قلب، بيماريهاي ناشي از دريچههاي قلب، سلولهاي عضله قلب و بيماريهاي ناشي از عروق كرونر قلب طبقهبندي ميشوند.
به گفته وي، بروز بيماريهاي ناشي از عضله قلب در مردان بيشتر از زنان است و درصد بيماريهاي قلبي وابسته به عروق كرونر و گردش خون در هر دو جنس تقريبا يكسان است. بيماريهاي قلبي به ويژه بيماري ناشي از عضله قلب در زنان باردار علت شناخته شدهاي ندارد اما گروهي از عوامل مانند عفونتهاي HIV، مصرف دخانيات، مشروبات الكلي، استرس و ... در اين زمينه موثرند.
اين فلوشيپ قلب و عروق ادامه داد: از آنجا كه بارداري يك نوع استرس است، ممكن است استرس يكي از عوامل ايجاد بيماريهاي قلبي ناشي از عضله قلب در زنان باردار باشد. بيماريهاي سيستم ايمني نيز از ديگر علتهاي ايجاد اين بيماري در زنان باردار است.
وي در ادامه افزود: ممكن است از رحم زنان بارداري كه به بيماري قلبي دچار ميشوند، پروتئينهايي ترشح و وارد سيستم گردش خون و در نهايت قلب شوند. در نتيجه سلولهاي قلبي نسبت به اين پروتئينها واكنش نشان داده و آنتي بادي ترشح ميكنند كه ممكن است نتواند پروتئينها را از بين ببرد، بنابراين سلولها دچار نارسايي شده در نتيجه عضله قلب مادر به نارسايي مبتلا ميشود.
دكتر حسين خاني بروز نارسايي قلب در زنان باردار با نژاد سياه را بيشتر دانست و گفت: علت اين امر هنوز مشخص نشده است، البته تعداد مادران بارداري كه به اين عارضه مبتلا ميشوند، بسيار كم است و از هر 4 ميليون زن باردار، حدود 125 زن به اين بيماري مبتلا ميشوند.
وي ادامه داد: سوالي كه مطرح است اين است كه چرا بيماري عضله قلب در زنان باردار كم است. يكي از ايدهها در اين زمينه اين بود كه شايد رابطهاي ميان مادر و جنين در اين باره وجود دارد.
اين پژوهشگر ايراني با اشاره به بررسيهاي آزمايشگاهي انجام شده بر روي موشهاي آزمايشگاهي افزود: بر اين اساس نوعي موش تراريخته كه تمام بدن آن سبزرنگ بود با موش مادهاي كه ساده بود و تراريخته نبود، جفت گيري شد كه در حالت عادي نصف اين نوزادان بايد تراريخته و نصف ديگر عادي باشند.
وي در ادامه افزود: 12 روز پس از جفتگيري انجام شده، با استفاده از روشهاي آزمايشگاهي در قلب موش مادر، سكته قلبي ايجاد شد و چهار روز پس از ايجاد سكته، قلب موش مورد نظر مورد بررسيهاي آزمايشگاهي قرار گرفت. با برشهاي انجام شده، سلولهايي در قلب مادر مشاهده شد كه از طرف جنين تراريخته بود. بنابراين بايد ميان جنين، مادر و سلولهاي جفت كه با حركت در گردش خون به سمت ناحيه صدمه ديده در قلب رفتهاند، رابطه وجود داشته باشد.
دكتر حسين خاني اظهار كرد: اين سلولهاي جنيني – مادري پس از استخراج از خون مادر آناليز شدند. با بررسيهاي صورت گرفته مشخص شد كه اين سلولها خاصيت سلولهاي بنيادي را دارند و از قابليت تمايز به سلولهاي قلبي كه عملكرد قلب را دارند، برخوردارند.
وي گفت: با بررسيهاي انجام شده، متوجه شديم كه 12 تا 18 روز زمان لازم است تا قلب مادر به علت بازسازي حالت سكته توسط سلولهاي جنيني به حالت عادي بازگردند.
دكتر حسين خاني تاكيد كرد كه اين بررسي براي اولين بار در دنيا انجام شده و براي چاپ در مجله نيچر ارسال شده است.
وي با اشاره به اقدامات درماني كه براي زنان باردار مبتلا به بيماريهاي قلبي انجام ميشود، ادامه داد: اين اقدامات درماني اغلب بستري و دارو درماني است، البته داروهايي كه به جنين صدمه نزند. در نهايت ممكن است استراحت مطلق براي مادر مربوطه تجويز شود؛ چرا كه طبيعت طوري است كه بدن مادر را مقاوم ميكند و بعد از مدتي استراحت، بيماري افت ميكند.
وي خاطرنشان كرد: اثرات مطلوب سلولهاي جنيني بعد از زايمان هم باقي ميماند و بازسازي قلب را سبب ميشوند.
دكتر حسين خاني گفت: معمولا به زنان مبتلا به بيماريهاي قلبي توصيه ميشود كه از بارداري خودداري كنند اما بر اساس اين تحقيق ميتوان به جرات گفت كه اين زنان نه تنها ميتوانند باردار شوند بلكه امكان خلاصي آنها از اين بيماري به دنبال بارداري وجود دارد.
وي در پايان، عدم مصرف دخانيات و مشروبات الكلي، پرهيز از استرس و استفاده از رژيم غذايي مناسب و داراي فيبر زياد را از عوامل موثر در جلوگيري از بروز بيماريهاي قلبي در حين بارداري عنوان كرد.
زنان بارداري كه دچار تنگي دريچه قلب هستند به دليل كاهش ميزان برون ده قلب (ميزان خوني كه قلب در هر دقيقه پمپ ميكند) بيش از سايرين در معرض خطر ابتلا به سنكوپ، تنگي نفس و مرگ ناگهاني خود و جنين قرار ميگيرند.
دكتر «مصطفي داستاني»، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي مشهد و فوق تخصص قلب و عروق ضمن بيان مطلب فوق در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) واحد علوم پزشكي ايران، افزود: همچنين، زنان مبتلا به بيماري عضله قلب و نارسايي آن به دليل اينكه در دوران بارداري به پمپاژ خون بيشتري نيازمندند هر گونه اختلال در پمپاژ خون آنها، عوارضي همچون تنگي نفس، تجمع سرم در بافت بينابيني قلب و تظاهر آن بصورت تورم را افزايش ميدهد و در نهايت موجب ضعف، بيحالي و خستگي ميشود.
وي گفت: بارداري در زناني كه به بيماريهاي مادرزادي قلبي دچار بوده و جهت جريان خون آنها تغيير كرده باشد، مضر است و گاهي ميتواند باعث مرگ آنها شود.
وي تصريح كرد: با توجه به اينكه بيشتر بيماريهاي قلبي در طي دوران بارداري ناشناختهاند و خطرات جانبي زيادي را براي مادر و جنين به همراه خواهند داشت، بنابراين بهتر است آنها قبل از باردار شدن به پزشك معالج مراجعه كرده و طي انجام آزمايشاتي مشكلات قلبي خود را با دارو و اعمال جراحي برطرف سازند.
دكتر داستاني نقش تغذيه در سلامت قلب را طي دوران بارداري ضروري ذكر كرد و افزود: مواد غذايي حاوي ريز مغذيها و سرشار از يون براي كاركرد طبيعي قلب خصوصا در دوران بارداري ضروري است؛ به طوري كه در صورت كمبود اين مواد، اختلالاتي نظير تپش قلب، بيحالي، ضعف، سرگيجه و خستگي ظاهر ميشود.
اين دستگاه در مواردي كه اختلال ريتم قلب بصورت بلوك كامل قلب و يا بيماري سينوسي وجود داشته باشد ‚ گذاشته ميشود . پيس ميكر يا بصورت موقت ‚ و يا دايم قرار داده ميشود .
همچنين لازم به ذكر است كه پيس ميكرها يا Demand هستند ‚ يعني سنسور داشته و قادرند كه QRS را تشخيص داده و در صورت عدم حضور موج QRS پيس ميكر فعال گردد و يا ممكن است كه پيس ميكر Fixed Rate باشد ‚ بطوريكه با يك تعداد ضربان ثابت بطور مداوم ايجاد ايمپالس كند كه البته خطرناك بوده زيرا در صورت وقوع PVC ‚ ايمپالس حاصل از پيس ميكر ممكن است بر روي موج T ناشي از PVC قرار گيرد و منجر به تاكيكاردي و فيبريلاسيون بطني شود .
سيستم پيس ميكر شامل يك مدار الكتريكي ساده است كه از يك ضربان ساز و يك ليد پيس ( يك سيستم عايق دار الكتريكي ) با يك يا دو الكترود تشكيل شده است . ژنراتور نبض جهت ايجاد موج الكتريكي تنظيم ميشود و اين موج پس از انتقال به ليد پيس بداخل دو الكترود ميرود . اين قسمت در تماس مستقيم با قلب است كه هدايت الكتريكي حاصله ‚ منجر به دپولاريزاسيون ميوكارد ميشود . سپس جريان برگشتي از قلب به ژنراتور جهت تكميل مدار الكتريكي برقرار ميگردد .
علائم بيماري از مهم ترين ابزارهاي تشخيص در تعيين نوع بيماري هر فرد مي باشد و پزشک با تکيه به شرح حال دقيق از روش هاي تشخيصي مکمل استفاده مي کند. مهم ترين علائمي که در ارتباط با بيماري هاي قلب وعروق مي باشند شامل موارد زير است که در مطلب امروز بصورت خلاصه مورد بررسي قرار مي دهيم:
1-احساس ناراحتي در قفسه سينه: اگرچه يکي از مهم ترين علائم تنگي سرخرگي عروق قلبف احساس ناراحتي در قفسه سينه مي باشد اما هرگونه ناراحتي در قفسه سينه الزاما ناشي از مسائل قلبي نيست. ناراحتي قفسه سينه در صورتي که ناشي از تنگي سرخرگ هاي قلب باشد، اصطلاحا « آنژين قفسه صدري» نام داشته و مشخصات آن اينست:
- در اغلب موارد بصورت فشارنده و در ناحيه پشت جناغ مي باشد.
- با فعاليت افزايش و با استراحت تخفيف مي يابد.
- ممکن است به بازو دست چپ و گاها به گردن و فک انتشار يابد.
- با مصرف قرص هاي زيرزباني نيتروگليسيرين در طي 3الي5دقيقه قطع مي شود.
- معمولا ارتباطي با وضعيت بدن(خوابيدن يا نشستن) ندارد. در صورتي که درد شديد قفسه سينه همراه با علائمي نظير تعريق سرد، تهوع و استفراغ باشد و يا به مدت طولاني(بيشتر از 30دقيقه) طول بکشد با توجه به احتمال حمله قلبي مراجعه سريع به اورژانس الزامي است.
در صورتي که درد آنژيني بصورت متناوب و در حالت استراحت ايجاد مي شود احتمال بروز حمله هاي قلبي زياد بوده و مراجعه فوري به اورژانس توصيه مي شود.
- دردهاي غيرآنژيني قفسه سينه: در صورتي که درد قفسه سينه ارتباطي با فعاليت نداشته باشد، با قرص زيرزباني نيتروگليسيرين تغييري نکند و با تنفس و سرفه و يا تغيير وضعيت تشديد شود در اينصورت احتمال قلبي بودن درد بيمار کم مي باشد و عامل غيرقلبي نظير اسپاسم عضلاني و مسائل استخواني مطرح مي باشد. درد سوزشي پشت جناغ که بعد از مصرف غذا ايجاد شده و با خوابيدن و خم شدن تشديد شده و با تغيير مزه دهان بصورت ترش و با مصرف شربت هاي ضداسيدي و يا قرص هايي نظير رانيتيدين کاهش مي يابد مطرح کننده برگشت محتويات معده به مري(رفلاکس) مي باشد. درد قفسه سينه که با تنفس تشديد شده و همراه تنگي نفس سرگيجه و... مي باشد مخصوصا در صورتي که با خوابيدن تشديد مي يابد ممکن است ناشي از علل مهمي از قبيل آمبولي ريه و يا التهاب پرده هاي قلب بوده و در اين موارد مراجعه به پزشک متخصص حتما توصيه مي شود.
2-ضعف و خستگي پذيري زودرس: يکي از علائم شايع در بسياري از بيماري هاي قلبي و غيرقلبي نظير بيماري هاي غددي و متابوليسمي، ريوي ومسائل رواني مي باشد. نارسايي قلب، براديکاردي(ضربان پايين قلب) و مشکلات دريچه اي قلب با ضعف و خستگي پذيري زودرس همراه مي باشند. وجود علائم همراه از قبيل تنگي نفس، سرفه، کندي نبض(ضربان کمتر از 60بار در دقيقه)، حملات غش(سنکوپ) تعريق سرد و سرگيجه در تشخيص مسائل قلبي کمک کننده است. معاينه دقيق توسط پزشک و در صورت لزوم الکتروگرام قلبي، اکوکارديوگرافي، عکس قفسه سينه و آزمايش خون معمولا منجر به تشخيص سريع مسائل قلبي مي شود.
3-تنگي نفس: احساس دشواري در تنفس مي تواند ناشي از علل قلبي ويا غيرقلبي باشد. در صورتي که تنگي نفس با فعاليت تشديد شده در حالت خوابيده نسبت به حالت نشسته افزايش يابد و مخصوصا در صورتي که همراه تورم پاها و همراه با حملات تنگي نفس شبانه باشد، علل قلبي نظير نارسايي قلب و مشکلات دريچه اي مطرح بوده و با اکوکارديوگرافي براحتي قابل تشخيص است. آسم و بيماري هاي انسدادي ريوي از علل شايع تنگي نفس مي باشند. در اين موارد سرفه و خلط فراوان و احساس خس خس سينه بصورت شايع ديده مي شود. شرح حال مصرف طولاني مدت دخانيات با احتمال آمفيزم و برونشيت مزمن همراه است. تنگي نفس ناگهاني ممکن است ناشي از علل خطرناک از قبيل آمبولي ريه باشد; در صورتي که فرد به مدت طولاني بي حرکت بوده و يا در بيمارستان بستري بوده باشد آمبولي ريه مطرح بوده و بايد مورد بررسي قرار گيرند. آريتمي هاي قلبي بصورت براديکاردي و يا تاکي کاردي هاي حمله اي نيز منجر به تنگي نفس مي شود. که با گرفتن نبض توسط همراهان بيمار قابل تشخيص مي باشد. نارسايي کليوي مسائل رواني و بيماري هاي متابوليک نيز مي توانند با تنگي نفس شديد همراه باشند. گاها در سالمندان و افراد ديابتي حمله قلبي با درد خفيف يا بدون درد بوده و تنگي نفس ناگهاني تنها علامت مي باشد. بنابراين ارجاع فوري اين بيماران به اورژانس الزامي است.
4-سرگيجه: سرگيجه يکي از علائم شايع در افراد جامعه است که مي تواند ناشي از علل قلبي ، عصبي، متابوليک و يا مسائل رواني باشد. احساس سبکي سر، تاري ديد و عدم تعادل مخصوصا اگر همراه با تعريق سرد باشد مي تواند ناشي از آريتمي قلبي، ضربان پايين قلب و يا افت فشار خون باشد. در صورتي که فرد هنگام تغيير وضعيت از حالت نشسته به ايستاده دچار سرگيجه شود افت فشارخون اتواستاتيک ناشي از داروهاي فشارخون، کم آبي و يا اختلال اتونوم در سالمندان مطرح بوده و با اندازه گيري فشارخون در حالت خوابيده و ايستاده بررسي مي شود. حملات سرگيجه به صورت کوتاه مدت مخصوصا در صورت همراهي با تعريق و يا طپش قلب مطرح کننده آريتمي هاي قلبي مي باشد. در صورتي که سرگيجه بصورت احساس چرخش در محيط و يا حرکت اطراف مي باشد مخصوصا در صورت همراهي با علائمي نظير تهوع و استفراغ و وزوز گوش مطرح کننده علل عصبي بوده و مراجعه به متخصص اعصاب توصيه مي شود. در صورتي که بيمار مبتلا به ديابت که تحت درمان با انسولين و يا قرص هاي پايين آورنده قندخون مي باشد، دچار سرگيجه، کاهش سطح هوشياري و يا تعريق شود احتمال کاهش قندخون مطرح بوده و مراجعه به اورژانس توصيه مي شود. در اين موارد توصيه مي شود تا قبل از رسيدن به اورژانس موادقندي از قبيل عسل و يا قند مصرف شود.
5-طپش قلب: احساس طپش قلب ممکن است بعلت آريتمي قلبي باشد و يا ناشي از اضطراب و فعاليت باشد. در صورتي که فرد با فعاليت کم دچار طپش قلب شود مراجعه به پزشک و معاينه قلبي و در صورت لزوم بررسي هاي قلبي توصيه مي شود. در صورتي که فرد در حالت استراحت بصورت ناگهاني دچار طپش قلب شده و پس از چند دقيقه طپش قلب بصورت خودبخود و دفعتا قطع شود احتمالا آريتمي قلبي وجود داشته است. در اين موارد گرفتن نبض و شمارش ضربان قلب در تشخيص علت طپش قلب بسيار کمک کننده است. در صورتي که امکان مراجعه فوري به مرکز پزشکي و ثبت الکتروگرام قلب در هنگام طپش وجود داشته باشد تشخيص آريتمي قلبي بسيار آسان مي شود. ممکن است فرد گاها دچار احساس ريزي داخل قفسه سينه و يا احساس يک ضربان قوي نمايد. در اين موارد ممکن است يک ضربان نابجاي قلبي(PVC ،PAC ) وجود داشته باشد.
اين ضربان هاي نابجا براحتي توسط الکتروگرام قلبي(در صورت وجود در هنگام ثبت نوار) قابل تشخيص مي باشند. حملات طپش قلب در مبتلايان به اختلالات قلبي نظير نارسايي قلب و يا مشکلات دريچه اي مطرح کننده آريتمي هايي از قبيلAF ، فلوتر دهليزي و يا تاکي کاردي بطني بوده و با توجه به عوارض مهم اين آريتمي ها بررسي دقيق و درمان مناسب الزامي است. گاها فرد در هنگام احساس طپش قلب هيچگونه آريتمي ندارد(تاييد شده توسط معاينه و يا الکتروگرام) در اين موارد اطمينان بخشي به بيمار کافي است. در صورتي که در هنگام حملات طپش قلب امکان معاينه و يا ثبت الکتروگرام قلبي نباشد يکي از روش هاي تشخيص هولتر مونيتورينگ قلب مي باشد; توسط اين روش امکان ثبت نوار قلب براي 24تا48ساعت وجود داشته و در صورتي که حملات طپش قلب فراوان باشد(مثلا روزي يک بار) امکان ثبت الکتروگرام در هنگام طپش قلب وجود دارد. گاها شک باليني پزشک به آريتمي زياد بوده و در صورت تمايل بيمار به برطرف شدن آريتمي مطالعه الکتروفيزيولوژي و در صورت القا» آريتمي adlation توصيه مي شود.
6-تعريق: تعريق سرد يکي از علائم شايع حملات قلبي، آريتمي ها، براديکاردي و نارسايي قلب مي باشد که البته در اغلب موارد همراه ساير علائم ديده مي شود. در صورتي که تعريق سرد همراه درد آنژيني قفسه سينه باشد احتمال حمله هاي قلبي مطرح است.
در صورتي که تعريق سرد همراه طپش قلب سرگيجه ضعف و بيحالي باشد، احتمال آريتمي هاي قلبي مطرح است. در نارسايي شديد قلبي تعريق سرد همراه تنگي نفس و احساس خستگي ايجاد مي شود. ممکن است تعريق سرد ناشي از کاهش قندخون در افراد ديابتي تحت درمان باشد که در اين موارد معمولا کاهش سطح هوشياري و گيجي از علائم همراه باشد. در موارد نادر ممکن است حملات تعريق سرد به تنهايي ناشي از حمله قلبي باشد که اين مسئله مخصوصا در سالمندان و مبتلايان به ديابت ديده مي شود و لزوم توجه ويژه به اين نشانه در اين افراد راخاطر نشان مي سازد.
برگرفتهاز روزنامه ابتكار, نسخه شماره 1223- 1387/03/29 - چهارشنبه 29 خرداد .
نظرتون چیه؟
برای چه كسانی پیوند قلب را پیشنهاد می كنید؟
▪ روش های درمانی زیادی برای درمان بیماران دچار نارسایی قلبی وجود دارد. بعضی از آنها شامل جراحی های معمول هستند؛ ترمیم یا تعویض دریچه، بای پس عروق كرونری، بازسازی بطن چپ و یا روش های پیشرفته تر دیگری مثل ترمیم عضلات بطن قلب (كاردیومیوپلاستی) با استفاده از عضلات سایر قسمت های بدن و اگر این روش های معمول برای درمان نارسایی قلبی ناموفق باشند، بیمار برای پیوند قلب آماده می شود.
تا امروز هیچ روشی به اندازه پیوند قلب نتوانسته به بیمار كمك كند تا مریض بتواند در زندگی عملكردی مطلوب و خوب داشته باشد. یعنی تنها با این روش است كه بیمار می تواند به عملكرد عادی خود برگردد و تنها روشی كه در بیماری های شدید و در مرحله آخر نارسایی قلبی باعث می شود كه بیمار به ظرفیت كامل شغلی و كاری برگردد، همین پیوند قلب است. پیوند قلب روشی شناخته شده است كه حتی با وجود پیشرفت های مختلفی كه در تكنیك های جراحی قلب ایجاد شده، هنوز بهترین روش در درمان نارسایی قلبی پیشرفته پیوند قلب است. بنابراین اگر در یك جمله بخواهیم بگوییم چه بیمارانی برای پیوند قلب درنظر گرفته می شوند می توانیم بگوییم زمانی كه سایر روش های درمانی ناموفق هستند و بیمار در مراحل آخر نارسایی قلبی است.
آیا شرط سنی دارد؟
▪ معمولا آنچه توصیه می شود این است كه در سنین بالای ۶۰ سال پیوند انجام نشود یعنی محدوده سنی انجام جراحی ۶۰ سال است. ما هم آنقدر كمبود دهنده قلب داریم كه اصلا تا به حال قادر نبودیم كه یك فرد بالای ۶۰ سال را در فهرست پیوند قلب بگذاریم.
درصد موفقیت چقدر است؟
▪ موفقیت در مرحله جراحی خیلی بالا است، یعنی در مراحل زودرس بعد از جراحی، یا در حین جراحی تا به حال یكی دو بیمار را بیشتر از دست ندادیم و موفقیت آن بسیار بالاست. بنابراین درصد قابل توجهی از آنها دارای پیوند موفق هستند ولی نگهداری آنها بسیار مهم است. بهترین آمار در مورد زندگی ۵ ساله این افراد در كشورهای خارجی، حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد است. یعنی ۵ سال بعد از پیوند ۶۰ تا ۷۰ درصد اینها زنده می مانند و حال عمومی خوبی دارند.
در كشور ما چطور؟
▪ در این جا به دلیل اینكه ما واقعا نمی توانیم كنترل لازم را داشته باشیم، یعنی حداقل با توجه به اینكه بیشترین پیوند هم توسط تیم ما انجام شده است، بیشترین مشكل ما این بوده كه امكانات لازم برای سرویس دهی كامل بعد از پیوند را نداشتیم كه بتوانیم مراقبت های لازم را از بیمار داشته باشیم. البته این اشكال فقط ناشی از كمبود امكانات ما نیست.
بیماران هم نمی توانند به طور مرتب مراجعه كنند چون این افراد برای كنترل بیماری خود باید مرتب به ما مراجعه كنند و این كار به شدت برای آنها هزینه بر است. بنابراین باید سیستمی باشد كه امكاناتی در اختیار بیماران گذاشته شود تا بتوانند برای كنترل بیماری خود به طور مرتب مراجعه كنند مثلا اقامتگاه یا وسایل ایاب و ذهاب در اختیار بیماران قرار داده شود، تا از هزینه های تحمیل شده بر بیماران كاسته شود، این بیماران باید به طور مرتب ویزیت شوند، آزمایش شوند و حتی به طور مكرر بیوپسی شوند. از طرف دیگر روش های تشخیصی درمانی این بیماران بسیار گران قیمت است، در نتیجه این بیماران برای پیگیری و مراقبت از جراحی انجام شده دچار مشكل هستند.
با توجه به شرایطی كه گفتید درصد موفقیت جراحی در كشور ما چقدر است؟
▪ بعد از ۵ سال حدود ۴۰ درصد از بیماران ما زنده می مانند.
یعنی بعد از ۵ سال چه اتفاقی می افتد؟
▪ دو عارضه مهم در این بیماران وجود دارد؛ یكی رد پیوند و دیگری عفونت. ما درحال حاضر با یكسری مشكلات اساسی مواجه هستیم مثلا در حال حاضر ما پنس مخصوص بیوپسی را نداریم كه اصلا بدانیم بیمار بعد از جراحی در چه مرحله ای از رد پیوند است. یعنی اگر ما بتوانیم زود تشخیص دهیم ممكن است بتوانیم از رد كامل پیوند جلوگیری كنیم و بیمار را درمان كنیم. بنابراین روش های تشخیص رد پیوند كه یكی از از دقیق ترین آنها بیوپسی است باید هرچند وقت یك بار برای بیماران انجام شود تا در همان مراحل اولیه و قبل از بروز علائم، تشخیص داده و درمان شوند. در مراحل اولیه هر ماه باید بیوپسی انجام شود و بعد به تدریج كه از سن پیوند آنها می گذرد، بیوپسی با فاصله های بیشتر انجام می شود.
از طرفی این افراد باید به طور مرتب آنژیوگرافی عروق قلبی شوند، چون عروق آنها مستعد است و به تدریج دچار گرفتگی عروق قلبی می شوند، باید خیلی سفت و سخت تحت كنترل باشند. از طرفی ما چون وسایل تشخیصی لازم برای درك رد پیوند را به طور كامل نداریم و در مراحل زودرس قادر به تشخیص آن نیستیم، بنابراین بیمار وقتی مراجعه می كند و ما تشخیص می دهیم كه رد پیوند صورت گرفته است، دیگر كاری از دست ما ساخته نیست.
در طول این ۵ سال اگر پیوند با موفقیت انجام شود، كیفیت زندگی اینها چطور است؟ آیا مثل یك انسان عادی و با فعالیت عادی زندگی می كنند؟
▪ به هر صورت این بیماران بعد از پیوند تحت درمان هایی قرار می گیرند كه سیستم ایمنی آنها سركوب می شود. بنابراین نسبت به آدم های عادی یك سری مراقبت های خاصی را باید داشته باشند ولی گذشته از این مساله اغلب این افراد در جامعه مثل بقیه افراد عادی زندگی می كنند و دارای فعالیت های روزمره و كاری خود بوده و دارای یك زندگی كاملا طبیعی هستند.
اهداكنندگان قلب چه كسانی هستند؟
▪ اهداكنندگان قلب یا دونورها، كسانی هستند كه اغلب دچار مرگ مغزی می شوند. مرگ مغزی هم بیشتر به علت تصادفات شهری یا جاده ای ایجاد می شود و متاسفانه آمار آن بالا است. نكته مهم در مورد این افراد، تشخیص صحیح مرگ مغزی است. یك مدیریت واحد نیاز دارد كه مرگ مغزی را در این افراد تشخیص دهد و بعد آنها را به ICU هایی كه امكان مراقبت بیشتر از آنها وجود دارد، منتقل كند مثل ICU بیمارستان شریعتی، امام خمینی یا مسیح دانشوری.
این فرد موجود با ارزشی است كه از همه جوانب باید مراقبت شود و نباید او را مرده تلقی كرد چون حاوی ارگان های بسیار ارزشمندی است كه هركدام از این ارگان ها می تواند جان انسانی را نجات دهد. كبد، كلیه، قرنیه، قلب و ریه و همه احشا برای نجات دادن جان یك انسان دیگر قابل استفاده است. بنابراین این افراد در این ICUها باید ازنظر عفونی، كم خونی و سایر عوامل به شدت مراقبت شوند. همچنین باید كنترل شوند تا فشارخون ثابت داشته باشند و ادرار آنها برقرار باشد تا دچار نارسایی در ارگان ها نشوند و این مراقبت ها تا زمان برداشت این ارگان ها ادامه می یابد. خوشبختانه در حال حاضر چنین كمیته ای در كشور ما برای انجام چنین كارهایی وجود دارد.
چطور مرگ مغزی را تشخیص می دهند؟
▪ معمولا تشخیص آن به عهده یك گروه از متخصصان است كه غیز از تیم جراحی هستند و متخصصان مختلف اعصاب، ICU و ... در دو مرحله آزمایش های لازم مثل نوار مغزی و ... را در بیماران انجام می دهند و وقتی تایید مرگ مغزی انجام شود، چنانچه رضایت خانواده را داشته باشیم، وارد مرحله برداشت ارگان ها می شویم.
آیا دهندگان اعضا در ایران به همین خوبی كه گفتید مراقبت می شوند؟
▪ در هر صورت مسلما نقایصی هنوز در كشور ما هست و مراقبت از بیماران دچار مرگ مغزی ایده آل نیست ولی خوب قابل قبول است.
در گذشته كه هنوز سیستم به این صورت نبود، خود ما می رفتیم مرگ مغزی را شناسایی می كردیم، رضایت می گرفتیم و به ICU می آوردیم و دوباره برای شناسایی مرگ مغزی مراحل پزشكی قانونی باید طی می شد. همه این كارها توسط خود ما انجام می شد ولی در حال حاضر، وضعیت بهتر شده است. سیستمی برای كنترل و پیگیری بیماران مرگ مغزی وجود دارد و این سیستم با ما همكاری دارد.
بعد از پیوند، چه موقع بیمار به فعالیت روزمره برمی گردد؟
▪ به طور متوسط ما این افراد را یك ماه در بیمارستان نگه می داریم تا تمام عوارض اولیه آنها كنترل شود. بعد از یك ماه می توانند وارد جامعه شوند و كار روزمره و عادی را از سر بگیرند. مساله مهم این است كه اینها باید به طور مكرر مراجعه كنند. هر علامتی كه در اینها به صورت غیرطبیعی ایجاد می شود، باید زنگ خطری باشد كه مبادا پیوند آنها دچار مشكل شده باشد.
| |||||||
| |||||||
| منبع : | همشهری آنلاین |
راستی این ترم ترکوندم . معدلم شد ۱۹.۷۵ ولی اونفدری که ۱۹.۴۰ ترم اولم خوشحالم کرد این یکی زیاد حال نداد.
معلوم نیست دیگه کی آپ کنم ولی مارو تنها نذارین.
التماس دعا![]()