زنان بارداري كه دچار تنگي دريچه قلب هستند به دليل كاهش ميزان برون ده قلب (ميزان خوني كه قلب در هر دقيقه پمپ ميكند) بيش از سايرين در معرض خطر ابتلا به سنكوپ، تنگي نفس و مرگ ناگهاني خود و جنين قرار ميگيرند.
دكتر «مصطفي داستاني»، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي مشهد و فوق تخصص قلب و عروق ضمن بيان مطلب فوق در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) واحد علوم پزشكي ايران، افزود: همچنين، زنان مبتلا به بيماري عضله قلب و نارسايي آن به دليل اينكه در دوران بارداري به پمپاژ خون بيشتري نيازمندند هر گونه اختلال در پمپاژ خون آنها، عوارضي همچون تنگي نفس، تجمع سرم در بافت بينابيني قلب و تظاهر آن بصورت تورم را افزايش ميدهد و در نهايت موجب ضعف، بيحالي و خستگي ميشود.
وي گفت: بارداري در زناني كه به بيماريهاي مادرزادي قلبي دچار بوده و جهت جريان خون آنها تغيير كرده باشد، مضر است و گاهي ميتواند باعث مرگ آنها شود.
وي تصريح كرد: با توجه به اينكه بيشتر بيماريهاي قلبي در طي دوران بارداري ناشناختهاند و خطرات جانبي زيادي را براي مادر و جنين به همراه خواهند داشت، بنابراين بهتر است آنها قبل از باردار شدن به پزشك معالج مراجعه كرده و طي انجام آزمايشاتي مشكلات قلبي خود را با دارو و اعمال جراحي برطرف سازند.
دكتر داستاني نقش تغذيه در سلامت قلب را طي دوران بارداري ضروري ذكر كرد و افزود: مواد غذايي حاوي ريز مغذيها و سرشار از يون براي كاركرد طبيعي قلب خصوصا در دوران بارداري ضروري است؛ به طوري كه در صورت كمبود اين مواد، اختلالاتي نظير تپش قلب، بيحالي، ضعف، سرگيجه و خستگي ظاهر ميشود.
منبع : www.iran4me.com با تشکر از"عمران"
امروز ترکوندم ها
. ۳تا پست یه جا گذاشتم
علايم و نشانه ها :
· درد، سنگيني، فشار، سوزش در سينه، پشت، بازوي چپ، فك، گردن
· دشواري تنفس
· گيجي، ضعف و بيحالي
· تهوع، استفراغ
· ضربان قلب نامنظم
آترواسكلروزيس، فرايند انسدادي پلاك در داخل يك شريان تا بسته شدن آن، شايعترين عامل حمله قلبي است. حمله قلبي همچنين مي تواند ناشي از اسپاسم عضله قلب و يا مشكلات ارثي قلب باشد. شرح ذيل با افزايش خطر حمله قلبي همراه است.
اقدامات مورد انتظار از مسؤلين درمانگر :
اگر شما فكر مي كنيد كه دچار حمله قلبي شده ايد فورا با مراقبين پزشكي تماس حاصل كنيد( تلفن مركز اورژانس 115) اقدام به درمان در طي مدت 90 دقيقه ميتواند جان فرد را نجات دهد. در اتاق فوريتها، براي تشخيص حمله قلبي به شرح ذيل سه اقدام صورت ميگيرد :
انتخاب نوع درمان :
خون بايد فورا به پشت منطقه تحت تاثير قرار گرفته قلب رسانده شود. براي انجام اين كار سه روش وجود دارد كه شامل دارو درماني، آنژيوپلاستي ( استفاده از يك يا چندين راه براي زدودن انسداد در عروق خوني، بطور مثال باد كردن يك بالون در داخل رگ يا باز نگه داشتن آن با وسيله اي كه استنت Stent ناميده ميشود) و جراحي مي باشد.
درمانهاي پيشنهادي تناوبي و تكميل كننده :
درمانهاي تناوبي بيشتر براي كاهش خطرات اوليه سكته قلبي، به حداقل رساندن تخريب ناشي از حمله قلبي و كاهش خطرات بعدي اختصاص داده مي شود. بهتر است كه بيمار توسط يك پزشك متبحر به يك حالت مشخص و پايدار دست پيدا كند.
تغذيه :
گياهان :
گياهان نبايد بلافاصله جايگزين توجهات پزشكي گردند. گياهان ميتوانند بطور عمومي براي تقويت قلب و بصورت كاربرد اختصاصي به منظور درمان حالتهاي وابسته به سكته قلبي، همچنين از قبيل آترواسكلروزيس، نارسايي احتقاني قلب، سطح كلسترول بالا، فشار خون بالا و سطح بالاي چربي در خون مورد استفاده قرار گيرند.
هوميوپاتي :
همويوپاتي نبايد هرگز جايگزين اقدامات فوري پزشكي گردد.
پزشكي فيزيكي :
پزشكي فيزيكي به منظور نوتواني سودمند مي باشد.
طب سوزني :
طب سوزني براي برطرف كردن درد و نوتواني سودمند است.
ماساژ :
ماساژ براي نوتواني و جلوگيري از سكته قلبي مفيد است.
شما قادر هستيد كه خطر حملات قلبي را با اجتناب از عوامل خطير شناخته شده كاهش دهيد. ورزشهاي هوازي ( مانند پياده روي، دوچرخه سواري و شنا ) را براي كمتر از 20 دقيقه ، سه بار در هفته انجام دهيد. اگر شما در كذشته سابقه ورزش فراوان نداشته ايد، پياده روي بعنوان شروع، بهترين روش محسوب ميشود. كاهش استرس و هيجان ميتواند به تخفيف خطر سكته قلبي كمك نمايد. تكنيكهاي كاهش استرس (تنفس عميق و مديتيشن Meditation ) را بياموزيد. ورزشهاي آرام مانند يوگا و تاي چي ميتواند به كاهش سطح استرس در شما كمك كند. رژيم كم چربي را رعايت كنيد و در يك وزن مناسب باقي بمانيد. اگر شما ديابت يا فشار خون بالا داريد از دستورالعملهاي فرد معالجه كننده متابعت كنيد تا همواره در زير سطح كنترل قرارگيريد.
با تشکر مجدد از آقای سعید پاتینان http://saeidpatinan.blogfa.com/post-1.aspx
شرح بیماری
حمله قلبی عبارت است از مرگ سلولهای عضلانی قلب در اثر کاهش یا توقف جریان خون سرخرگهای قلب. غالباً در افراد بالای 40 سال رخ میدهد. این بیماری در مردان شایعتر است، اما میزان بروز آن در خانمها نیز رو به افزایش گذاشته است.
علایم شایع
علل
بسته شدن نسبی یا کامل سرخرگهای قلب توسط لخته خون، گرفتگی یا انقباض عروقی ؛ یا اختلال شدید در ضرباهنگ قلب
عوامل افزایش دهنده خطر
پیشگیری
حتیالمقدور اجتناب از یا کنترل عوامل خطر
عواقب مورد انتظار
با درمان اورژانس و بستری کردن بیمار در بخش مراقبتهای ویژه قلبی (سیسییو)، اکثر بیمارانی که دچار اولین حمله قلبی خود شدهاند بهبود مییابند. تأخیر در درمان غالباً مرگبار خواهد بود. پس از رفع خطر باید 8-4 هفته فرصت داد تا بهبودی حاصل شود. تکرار حمله قلبی امری شایع است.
عوارض احتمالی
اصول کلی
اگر هرگونه علامتی از حمله قلبی را دارید، فوراً کمک پزشکی بخواهید. توجه داشته باشید که داروهای حلکننده لخته تنها در ساعات اولیه حمله مؤثر خواهند بود.
اگر فردی که دچار حمله قلبی شده است بیهوش است و نفس نمیکشد: ـ با فریاد کمک بخواهید و وی را ترک نکنید. ـ از یک نفر بخواهید اورژانس را خبر کند. ـ فوراً تنفس دهان به دهان را شروع کنید. ـ اگر ضربان قلب وجود ندارد، ماساژ قلبی بدهید. ـ تا زمانی که کمک نرسیده باشد عملیات احیا را ادامه دهید. به هنگام بستری شدن در بیمارستان:
بررسیهای تشخیصی ممکن است شامل نوار قلب، اسکن رادیواکتیو با تکنسیم 99، آنژیوگرافی (عکسبرداری از رگها با اشعه ایکس به کمک تزریق ماده حاجب درون آنها)، و اندازهگیری آنزیمهایی که از عضله قلب آسیب دیده به درون خون آزاد میشود.
اکسیژن و داروهای مختلف
امکان دارد برای به کار انداختن قلب نیاز به تحریک الکتریکی وجود داشته باشد.
شاید جراحی (کار گذاشتن دستگاه ضربانساز، آنژیوپلاستی با بادکنک کوچک، یا جراحی بایپاس سرخرگهای قلب)
داروها
داروهایی که به سرعت لختههای خون را حل میکنند (باید در عرض 3-1 ساعت از زمان بروز حمله داده شوند).
داروهای ضد درد
داروهای ضد بینظمی قلب و داروهای ضد آنژین صدری، مثل مسدودکنندههای بتا آدرنرژیک یا مسدودکنندههای کانال کلسیمی، برای پایدار کردن نامنظمی ضربان قلب
داروهای ضد انعقاد برای جلوگیری از تشکیل لخته خون
نیتروگلیسیرین برای گشاد کردن سرخرگها و افزایش خونرسانی قلب
داروی دیژیتال برای تقویت انقباضات عضله قلب و پایدار کردن ضربان قلب
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
به هنگام بهبودی، کارهای روزمره خود را تدریجاً از سر گیرد. قبل از آغاز مجدد فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری جنسی یا رانندگی با پزشک خود مشورت نمایید.
در صورت در دسترس بودن، در یک برنامه بازتوانی قلبی شرکت کنید.
رژیم غذایی
رژیم غذایی کمچرب (چربی باید کمتر از 20% کل کالری دریافتی را تأمین کند) و پر فیبر
وزن خود را در حد مطلوب نگاه دارید. اگر اضافه وزن دارید، یک رژیم لاغری مناسب و تأیید شده توسط پزشک بگیرید.
درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شما یا یکی از اعضای خانوادهتان علایم حمله قلبی را دارید. این یک مورد اورژانس و تهدیدکننده زندگی است!
اگر به هنگام بهبودی یکی از موارد زیر رخ دهد: ـ دردی که با داروهای تجویز شده خوب نشود. ـ تنگی نفس یا سرفه به هنگام استراحت ـ تهوع، استفراغ، اسهال، تب ـ خونریزی از لثهها یا سایر جاها ـ تپش قلب یا جا افتادن یک ضربان قلب
| تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: دانشمندان به تازگی دریافتند، بزرگ شدن ناگهانی قلب، تحت تاثیر برخی عوامل ژنتیکی است. | ||||||
تحقیقات قبلی نشان داده بود، انجام برخی از تمرینات ورزشی کنترل نشده، فشار خون بالا و حتی چاقی مفرط می تواند باعث بزرگ شدن بیش از حد قلب شود. این در حالی است که پژوهش های اخیر دانشمندان از این امر حکایت دارد که نوعی ژن خاص با نام علمی Osteoglycin، در بزرگ شدن بیش از اندازه قلب در برخی افراد موثر است. این در حالی است که در این میان نمی توان نقش عوامل دیگر از جمله فشار خون بسیار بالا وچاقی مفرط را در این مورد نادیده گرفت. بزرگ شدن قلب اشاره به افزایش اندازه قلب دارد. دو نوع بزرگی قلب وجود دارد: هایپروتروفی و دی لیشن (گرچه معمولا به طور جداگانه روی میدهند ممکن است همزمان نیز اتفاق بیفتند) هایپرتروفی مستلزم افزایش در ضخامت عضله قلب است. در دی لیشن اندازه داخلی یکی از حفرات قلب افزایش مییابد. هایپرتروفی معمولا یکی از حفرات قلب را تحت تاثیر قرار میدهد در حالی که دی لیشن بسته به علت ایجاد آن ممکن است در یک، دو، سه و یا همه حفرههای قلبی رخ دهد. در اکثر موارد، بزرگ شدن قلب غیرطبیعی است و با مشکلات قلبی عروقی دیگری همراه است. یک استثناء ورزش، آئروبیک است که بزرگی غیرمضری را سبب میشود که شامل هر دو نوع هایپرترافی و دی لیشن قلب است. به استثنای افزایش اندازه قلب بر اثر ورزش، همه اشکال بزرگی کاردیاک غیرطبیعی بوده و با مشکلات بعدی شامل نارسایی قلب، ضربان نامنظم قلب و احتمال افزایش آنژین و حمله قلبی ارتباط دارد. نارسایی قلب به این علت پیش میآید که عضله قلبی ضخیم یا نازک شده قادر به پمپاژ مناسب خون نخواهد بود. سلولهای عضلانی بیمار در هر دو نوع بزرگی قلب نیز باعث ضربان نامنظم قلب میشوند که این امر میتواند منجر به از حال رفتن یا مرگ ناگهانی میگردد. پیامدهای شایع بزرگی قلب کاهش جریان خون به قلب ، آنژین و حمله قلبی خواهد بود. همه این موارد به افزایش خطر مرگ و کاهش کیفیت زندگی اکثر کسانی که دچار این مشکل شدهاند ، منجر میشود. افزایش اندازه قلب در افراد مختلف متغیر است و در برخی افراد نشانهای ندارد. با شروع دی لیشن یا هایپرتروفی و افزایش نیاز به عملکرد قلب نشانههایی به وجود میآیند این علائم عبارتند از: - تنگی نفس - فشار یا درد قفسه سینه - تپش قلب (حالتی که قلب با سرعت بیشتر ، قدرت فزایندهتر یا ضربان جهشی میتپد) - تورم پا و زانو - سرگیجه یا احساس سبکی در سر - کاهش هشیاری در اشکال خفیفتر بزرگ شدن قلب ، نشانهها ممکن است تنها در صورت انجام فعالیتهای ورزشی یا تلاش و تقلای زیاد روی دهد. در اشکال شدیدتر ممکن است این علایم در هر زمان حتی به هنگام استراحت نیز ظاهر شود. دیگر بیماریهای قلبی و ریوی و سایر بیماریها نیز میتوانند این نشانهها را به همراه داشته باشند و لذا اختصاص به بزرگ شدن قلب ندارند. تشخیص بزرگی قلب گاهی اوقات تشخیص این مشکل براساس یک تست بدنی که توسط پزشک یا دیگر مراقبین بهداشتی انجام میشود ، صورت میگیرد. نشانههای یک بیمار یا سابقه پزشکی خانوادگی ، فشار خون بالا ، سوفلهای قلبی خاص ، ضربان قلب شدید ، تورم پاها ، یا صدای مایع در ریهها میتواند به تشخیص کمک کند. عکسبرداری اشعه ایکس بزرگی اندازه قلب یا وجود مایع در ریهها را نشان میدهد و الکتروکاردیوگرام اغلب امواجی را نشان میدهد که مشخصه هایپرتروفی بطن چپ یا راست است. در واقع پیشنهاد شده الکتروکاردیوگرام برای تشخیص ورزشکاران جوان دچار کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک به کار رود. بهترین راه برای یک پزشک برای ارزیابی بزرگی قلب اکو کاردیوگرام است. در این تست فرمی از اولتراسوند شبیه به نوع به کار رفته برای بررسی کلیه ، مثانه و یا زنان باردار مورد استفاده قرار میگیرد. اکو کاردیوگرام مستقیما اندازه قلب و ضخامت عضله آن را در هر حفره نشان میدهد. همچنین عملکرد قلب را نیز مشخص میسازد که یک موضوع مهم در تصمیمگیری برای درمان بزرگی قلب است. همه مبتلایان به بزرگی قلب باید تحت درمان قرار گیرند. چرا که به این ترتیب احتمال وارد شدن صدمه به قلب کاهش مییابد. قرار گرفتن در معرض فلزات ، مصرف الکل یا کوکائین باید حذف شود. اگر داروهای ایدز یا اسکیزوفرنی باعث این مشکل شدهاند فواید و خطرات مصرف آنها باید بررسی شود. خوشبختانه داروهای متعددی وجود دارند. افراد مبتلا به بیماری دریچهای قلب میتوانند با دارو درمان شوند. بسته به نوع عوامل موثر، ترمیم یا جایگزینی دریچه قلب یا از طریق عمل قلب باز یا با کمک کاتاتر توصیه میشود. بیماری قلبی عروقی (CVD) یا سرخرگ کرونر (CAD) ممکن است باعث کاردیومیوپاتی با دی لیشن شده و هر یک از دو نوع بزرگی قلب را تشدید کند و حتما باید مداوا شود. درمان CAD یا CVD و ریسک فاکتورهای آن (سیگار کشیدن ، کلسترول خونی و غذایی بالا، دیابت، فشار خون بالا ، اضافه وزن و عدم تحرک) شامل استفاده از داروها ، تغییرات شیوه زندگی، آنژیوپلاستی یا استنتگذاری در سرخرگ کرونر و یا جراحی بایپس ، میشود. در موارد دیلیشن یا هایپرتروفی، نارسایی قلب با داروهایی مانند مسدودکنندههای بتا بازدارندههای ACE یا مسدودکنندههای گیرنده آنژیوتنسین جدیدتر (برای کاهش فشاری که قلب باید علیرغم آن عمل پمپاژ را انجام دهد) ، دپورتیکها (برای تسهیل تنفس و کمک به کاهش مایع اضافی در ریهها و بدن) و دیگر داروهایی که قدرت پمپاژ قلب را بهبود میبخشند ، درمان میشود. | ||||||
عمومی ترین شکل واسکولیت در کودکان است. بیماری باعث تحریک و التهاب بسیاری از بافتهای بدن همچون؛ دستها، پاها، سفیدی چشمها، دهان، لبها، و گلو می شود، تب بالا و تورم غدد لنفاوی گردن نیز از مشخصه های این بیماری هستند. التهاب گرچه ناخوشایند است اما در طول زمان بر طرف می شود بنابراین خطر اصلی بیماری کاواساکی تاثیری است که بر روی قلب و عروق خونی می گذارد. مشکلات قلبی این بیماری می تواند کوتاه مدت یا طولانی مدت باشد. بیماری کاواساکی بر روی قلب( بویژه شریانهای کرونر) 15 تا 25 درصد کودکان مبتلا تاثیر می گذارد.
شیوع بیماری
بیماری کاواساکی در ایالات متحده شایع می باشد. بر اساس انجمن قلب آمریکا بیماری کاواساکی برزگترین علت بیماری قلب در بچه ها است. سالانه 4000 مورد جدید بیماری در کودکان آمریکا تشخیص داده می شود. بیماری کاواساکی بهمراه تب روماتیسمی علت اصلی بیماری اکتسابی قلب در ایالات متحده و ژاپن است.
شیوع بیماری کاواساکی در ژاپن بیشتر از بقیه کشورهاست. گرچه بیماری کاواساکی می تواند در هر نوع نژاد و گروه مذهبی اتفاق بیفتد اما شیوع آن در بچه های آسیایی تبار آمریکا بیشتر است.
پیشرفت بیماری کاواساکی بیشتر در کودکان زیر 5 سال است و میانکین شیوع بیماری در بچه های 2 ساله بوده است و شیوع آن در پسر بچه ها دو برابر دختر ها است.
علت:
علت بیماری روشن نیست ولی دانشمندان عقیده دارند که ویروس علت بیماری است. جنبه ارثی و واگیر داری بیماری هنوز مشخص نشده است. سابقاً عقیده بر این بود که علت بیماری شستشوی قالی و زیلو تازه بافت می باشد اما هیچ مطالعه ای این علت را ثابت نکرد. پیشرفت بیماری در دو کودک یک خانواده بسیار نادر است و بر اساس نتایج، در کمتر از 2 درصد افراد با بیماری کاواساکی بیماری بیشتر از یک دفعه پیشرفت می کند.
اهمیت بیماری
بیماری کاواساکی بدلیل ایجاد تب، سوزش و التهاب در بیشتر بافتهای بدن می تواند یک بیماری بسیار ناخوشایند باشد اما این علایم معمولاً در طی چند هفته برطرف می شوند بنابراین مهمترین اهمیت بیماری، درگیری قلبی و عروقی آن است.
بیماری کاواساکی با تضعیف دیواره یک یا چند شریان کرونر می تواند باعث تورم و آنوریسم آنها شود. لخته های خون می تواند در محل آنوریسم ها ایجاد شود و جریان خون را مسدود و سکته قلبی را موجب شود، گاهی اوقات آنوریسم پاره می شود.
بیماری کاواساکی همچنین می تواند باعث التهاب میوکارد و پریکارد آریتمی قلبی و مشکلات دریچه ای شود. در بیشتر موارد، تاثیر بیماری بر قلب موقتی است و در طول 6-5 هفته برطرف می شود اما مشکلات شریان کرونر گاهی اوقات ممکن است تا مدتهای مدید باقی بماند.

علایم بیماری:
تشخیص
درمان
هدف درمانی مبتنی بر ایجاد آسایش برای کودک، کاهش تب و افزایش آب بدن است.
پیشگیری:
تا حال حاضر راهی جهت پیشگیری از بیماری شناخته نشده است.
دورنمای طولانی مدت بیماری
حدود 80 درصد بچه ها بطور کامل بهبود می یابند، لازم است کودک توسط متخصص اطفال برای مدت طولانی جهت بررسی مسائل قلبی ژیگیری شود اگرچه حال عمومی خوبی داشته باشد.
منبع:
http://www.mercyhealthnwa.smhs.com/healthinfo/pediatric/cardiac/kawasaki.asp
پرولاپس و ورزش
پرولاپس دریچه میترال جزء بیماریهائی از قلب نیست که باعث نگرانی از ورزش کردن بشه... بلکه از طرف دیگه , ورزش کردن یکی از روشهای درمانی خوب موجود هست , بطوریکه باعث آرامش روحی روانی می شود.مطالعه ای در دست هست که نشون داده انجام ورزش های ملایمی مثل همین تمرین های آئروبیک تونسته علائمی مثل درد سینه, خستگی , سرگیجه , علائم خلقی , و مشکلات اضطرابی بیماران رو کم کنه.
پرولاپس ( افتادگي ) دريچه ميترال قلب
دريچه ميترال يا دريچه دولتي راه ارتباطي بين دهليز چپ و بطن چپ مي باشد . در هنگام انقباض دهليز چپ دريچه مزبور باز مي شود و خون وارد بطن چپ مي گردد و در موقع انقباض بطن که خون وارد عروق بدن شده و به گردش درمي آيد اين دريچه بسته مي شود .
پرولاپس دريچه ميترال ( دولتي ) شايعترين ناهنجاري دريچه اي محسوب مي شود و ۴ تا ۵ درصد جمعيت را گرفتار مي کند اين اختلال بصورت ارثي منتقل مي شود و در زنان شايعتر از مردان مي باشد . پرولاپس دريچه ميترال هنگامي اتفاق مي افتد که موقع انقباض بطن يک يا هر دولت دريچه از سطح حلقه ميترال به بالا به سمت دهليز چپ جابه جا شود .
* علائم باليني پرولاپس دريچه ميترال : اکثراً بدون علامت است ، هر چند ممکن است با علائم غيراختصاص مانند درد سينه ، تپش قلب ، سرگيجه و اضطراب همراه است . هر چند ممکن است اين علائم هيچ ربطي به بيماري نداشته باشند اما در بعضي اشخاص مبتلا به پرولاپس دريچه ميترال ديده مي شوند .
* راه تشخيص : پزشکان با استفاده از معاينه قلب و گوش دادن به صداهاي قلب آنرا تشخيص مي دهند و براي تأييد آن از اکوکارديوگرافي سود مي برند .
* درمان : اکثر بيماران مبتلا به اختلال خفيف نياز به درمان خاصي ندارند ولي جهت جلوگيري از عفونت قلب در هنگام جراحي و يا کشيدن دندان بايد از آنتي بيوتيک مناسب استفاده نمايند . در بعضي افراد که بيماري شديد مي باشد بايد مکرراً توسط متخصص قلب معاينه و اکوکارديوگرافي شوند تا در صورت مشاهده نارسايي دريچه ميترال اقدامات درماني لازم را انجام دهند .
منبع: پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا
آترواسکلروزیس بیماری است که در آن تکه هایی از مواد چربی (آترومس یا پلاکهای آترواسکلروتیک) در دیواره رگهای متوسط و بزرگ رشد کرده منجر به کاهش یا توقف جریان خون می شود.
آترواسکلروزیس می تواند بررگهای متوسط و بزرگ مغز، قلب، کبد، و سایر اندام های حیاتی، و پاها تاثیر بگذارد. آترواسکلروزیس مهمترین و شایع ترین نوع بیماری از عارضه آرتریواسکلروز، (واژه ای عمومی برای چندین بیماری که در آنها دیواره رگها ضخیم تر شده و الاستیسیته آنها کاهش میابد) می باشد.درباره علت گسترش آترواسکلروزیس دو فرضیه عمده وجود دارد: میزان بالای کلسترول خون که به آستر رگها آسیب می رساند، و سبب یک واکنش فساد شده و کلسترول و سایر چربی ها را قادر می سازد تا در آنجا تجمع یابند؛ و یا آنکه، آسیب به دیواره رگها می تواند طی مکانیسمهای گوناگون درگیر در سیستم ایمنی و یا طی تنظیم سمیت رخ دهـد. در هر دو مورد تغییراتی وجود دارد که می تواند منجر به تشکیل آترومس شود. دو تئوری احتمالاً با یکدیگر مرتبط بوده و متقابلاً مردود کننده یکدیگر نمی باشند.همچنین به نظر میرسد که آترواسکلروز مسئول ایجاد تورم نیز باشد؛ زیرا گلبول های سفید خاصی، (لمفوسیتها، مونوسیتها، و ماکروفاژها)، در سراسر فرایندهای توسعه آترواسکلروز حضور دارند. معمولا ً، این سلول ها تنها در هنگامی که التهاب رو به توسعه باشد تجمع می کنند. آترواسکلروز هنگامی آغاز می شود که گلبول های سفید فعال از جریان خون خارج شده، و به داخل دیواره یکی از رگها نفوذ کنند. آنها به فوم سل ها تبدیل شده، که کلسترول و سایر چربی را دربر گرفته،نگاه می دارند. در این لحظه فوم سل های حامل چربی در آنجا انـباشته می شوند. آنها رسوبهایی تکه تکه (آترومس) را در آستردیواره رگها تشکیل می دهند و در آنجا سبب ضخیم شدگی می شوند. عفونت نیز می توانند در ایجاد آترواسکلروز نقش داشته باشند. عفونت می تواند ناشی از باکتری (کلامیدیا پنومونیا که می تواند سبب پنومونی شود، یا هلیکوباکتر پایلورکه می تواند باعث زخم معده شود)، یا یک ویروس (هنوز شناسایی نشده است) باشد. عفونت می تواند به آستر دیواره رگها آسیب رسانده و شروع آترواسکلروز را ممکن سازد.
آترومس می تواند در سراسر طول رگهای متوسط و بزرگ پراکنده شود، اما آنها معمولا ً در جاهایی که رگها انشعاب می یابند تشکیل می شوند، و احتمالا ً دلیلش آن است که یک جریان خون آشفته همیشگی در این مناطق به دیواره رگها آسیب رسانیده ، این نواحی را جهت تشکیل آتروما مستعدتر می سازد.
آترواسکلروزیس چگونه بوجود می آید؟
دیواره یک رگ از لایه های متعددی تشکیل شده است. آستر یا لایه داخلی (اندوتلیوم) که معمولا ً صاف و یکنواخت می باشد. آترواسکلروزیس معمولا ً هنگامی ایجاد می شود که این آستر آسیب دیده و معیوب شده باشد. سپـس گلبول های سفید ویژه ای فعال شده از جریان خون خارج می شوند و از آستر گذشته و به درون دیواره رگ وارد می شوند. آنها در پشت آستر تبدیل به سلول هایی به نام فوم سل می شوند که تکه های چربی و بخصوص کلسترول را دربر می گیرند. در این لحظه سلول های ماهیچه ای صاف از لایه میانی خارج شده به درون آستـر دیواره می روند و در آنجا تکثیر می شوند. همچنین، همان گونه که بقایای سلول، بلورهای کلسترول، و کلـسـیـم می توانند در آنجا تجمع یابند مواد بافت پیوندی و ارتجاعی نیز در آنجا انباشته می شوند. این توده از سلول های انباشته از چربی، سلول های ماهیچه ای صاف، و سایر مواد یک رسوب ناهمگن به نام آتروما یا پلاک آترواسکلروتیک را تشکیل می دهد. همان طور که آنها رشد می کنند، آترومس دیواره عروق را ضخیم ساخته و متورم می سازد و کانال رگ را مسدود می سازد. آنها می توانند یک رگ را تنگ یا مسدود ساخته، و جریان خون را کم یا متوقف سازند.
رگها تحت تاثیر آترواسکلروزیس قرار می گیرند و الاستیسیته خود را از دست می دهند و این می تواند موجب افزایش فشار خون گردد. همان طور که آترومس افزایش می یابد، درون (مجرای) رگها تـنگ می شود. با گذشت زمان کلسیم در آترومس انباشته می شود که (آتروما) می تواند شکننده شده و شکافته شود. خون ممکن وارد آترومای شکافته شده شود و رگ را تنگ تر کند. یک آترومای شکاف برداشته می تواند محتویات چربی خود را به درون جریان خون پراکنده کند. این توده چربی (چربی که سد جریان خون شده است) می تواند از طریق جریان خون جا به جا شده و در هر نقطه دیگری از بدن یک رگ را مسدود سازد. شکاف یک آتروما اغلب موجب تشکیل یک لخته خون می شود که علت اصلی حمله قلبی یا سکته می باشد. لخته خون می تواند سبب تنگی یا انسداد رگ شود، یا روانه شود و (تبدیل به یک مسدودکننده رگ شود)، از طریق جریان خون جا به جا شود، و جریان های فرعی دیگری را ببندد.
عوامل خطرساز
عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس شامل سیگار کشیدن، میزان بالای کلسترول خون، فشار خون بالا، دیابت، چاقی مفرط، عدم فعالیت فیزیکی، و میزان بالای آمینو اسید هوموسیستئین در خون می باشد. این عوامل خطرساز اغلب می توانند تعدیل شوند. عوامل خطرساز غیر قابل تعدیل، شامل داشتن سابقه پیشین بیماری آترواسکلروز در خانـواده (که رابطه تنگاتنگی با ایجاد بـیـماری در سـنـیـن جوانی دارد)، رسـیـدن به سـنـیـن بالا، و جنـس مذکـر می باشد. خطر ابتلاء مردان بیشتر می باشد، هرچند احتمال مرگ زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر بیشتر از خطر مرگ مردان مبتلا به آن می باشد.
سیگارکشیدن: یکی از مهمترین ریسک فاکتورهای قابل کنترل سیگار کشیدن می باشد. خطر ایجاد بیماری عروق کرونر در یک فرد سیگاری مسقیما ً در ارتباط با تعداد سیگارهایی است که روزانه استعمال می شود. استعمال دخانیات بویژه برای افرادی که پیش از این خطر ابتلا به بیماری قلبی در آنها بالا بوده است، فوق العاده خطرناک می باشد.سیگار سطح لیپوپروتئین پرچگالی، کلسترول (HDL)، یعنی کلسترول "خوب" را کاهش و سطح لیپوپروتئین کم چگالی، کلسترول (LDL)، یعنی کلسترول "بد" را افزایش می دهد. سیگار کشیدن سطح کربن منوکسید خون را افزایش می دهد که می تواند خطر آسیب دیدگی آستر دیواره رگ را افزایش دهد. سیگار کشیدن به زودی سبب تنگ و منقبض گردیدن رگها بوسیله آترواسکلروز، و کاهش هرچه بیشتر رسانش خون به بافتها می شود. در مجموع سیگار کشیدن موجب افزایش تمایل خون به تشکیل لخته (بوسیله تشکیل توده چسبنده پلاکتها)، و لذا افزایش خطر ایجاد بیماری عروق فرعی (آترواسکلروزیس بر سایر عروق، به غیر از عروق تامین کننده قلب و مغزنیز موثر است)، بیماری های عروق کرونر قلبی، سکته مغزی، و انسداد عروقی محل یک رگ پیوندی استقرار یافته در طول یک عمل بایـپس (قرار دادن یک رگ جایگزین به جای یک رگ از کار افتاده)، خواهد شد. میزان خطر ابتلاء در افرادی که سیگار کشیدن را ترک می کنند، بدون در نظر گرفتن طول زمانی که قبلا ً سیگار می کشیده اند، تنها نصف میزان این خطر در افرادی است که به سیگار کشیدن ادامه می دهند. متارکه سیگار همچنین میزان خطر مرگ پس از عمل بایپس عروق کرونر یا حمله قلبی یا خطر بیماری و مرگ در افراد مبتلا به بیماری عروق فرعی را کاهش می دهد. فواید ترک سیگار بلافاصله پس از شروع آغاز شده و با گذشت زمان فزونی می یابد.
میزان بالای کلسترول: میزان بالای کلسترول از سایر عوامل مهم قابل کنترل می باشد. کاهش میزان بالای کلسترول به وسیله مصرف اِسـتاتـیـن بوضوح می تواند خطر حمله قلبی، سکته مغزی، و مرگ را کاهش دهد. بسیاری از ریسک فاکتورها برای میزان بالای کلسترول برای آترواسکلروزیس نیز خطر ساز می باشند. این عوامل عبارتند از: سیگار کشیدن، دیابت، چاقی مفرط، عدم تحرک فیزیکی. یک رژیم غذایی پر چربی می تواند سبب افزایش سطح کلسترول در افراد مستعد گردد. میزان کلسترول با افزایش سن فزونی می یابد، و در مردان به طور طبیعی بیشتراز زنان می باشد، هرچند در زنان پس سن یائسگی افزایش می یابد. با وجود این همه کلسترول ها موجب افزایش خطر ابتلا به آترواسکلروز نمی شود. کلسترول میزان بالای تری گلیسرید اغلب با میزان کم کلسترول HDL مرتبط می باشد. در هر حال شواهد حاکی از آن است که میزان بالای تری گلیسرید نیز به تنهایی باعث افزایش شانس ابتلا به آترواسکلروزیس می شود.
همچنین تعدادی از اختلالات موروثی منجر به افزایش سطح کلسترول و سایرچربی ها نیز شانس ابتلا به آترواسکلروزیس را افزایش می دهد. به عنوان مثال، هایپرکلسترولمی موروثی که نهایتا ً منجر به افزایش سطح کلسترول می شود، ابتدا باعث تشکیل آترومس در عرق کرونر قلب می شود. افرادی که این بیماری را دارند در سنین اوایه فوت می کنند.
فشار خون بالا: فشار خون بالای دیاستولی یا سیستولی کنترل ناپذیر یک عامل خطر برای حمله قلبی و سکته هایی می باشد که بواسطه آترواسکلروز ایجاد می شوند.
دیابت قندی: افرادی دارای دیابت نوع I (IDDM) می باشند، تمایل به ابتلاء به آترواسکروزیس رگهای کوچک، نظیر رگهای درون چشم وکلیه، می باشند. تعدادی از افراد مبتلا به دیابت نوع I و بیشتر افراد دارای دیابت نوع II هستند تمایل به ایجاد آترواسکلروزیس در رگهای بزرگ دارند. این افراد همچنین خیلی بیشتر از کسانی که مبتلا به دیابت نیستند، مستعد ابتلا به آترواسکلروزیس در سنین ابتدایی می باشند. خطر ابتلا به آترواسکلروزیس در افراد مبتلا به دیابت، بخصوص در زنان دو تا شش برابر بیشتر است. زنان مبتلا به دیابت، بر خلاف آنهایی که دیابت ندارند، قبل از سن یائسگی از خطر ابتلا به آترواسکلروزیس مصون نمی باشند.
چاقی مفرط: چاقی، بویژه چاقی شکمی (تنه ای)، خطر بیماری عروق کرونر (آترواسکلروزیس عروقی که بر تأمین خون قلب تأثیر گذار می باشد)، را افزایش می دهد. چاقی شکمی شانس سایر ریسک فاکتور های آترواسکلروزنظیر فشار خون بالا، دیابت نوع II، و میزان بالای کلسترول را افرایش می دهد. کاهش وزن در کاهش همه این ناهنجاری ها کمکی مؤثر می باشد.
عدم تحرک فیزيکی: به نظر می رسد عدم فعالیت فیزیکی خطر ایجاد بیماری عروق کرونری را افزایش می دهد، شواهد بسیاری حاکی از آن می باشد که فعالیت منـظم ورزشـی این خطر را کاهـش می دهـد. ورزش هـمچنـیـن می تواند با کاهش فشار خون و میزان کلسترول و با کمک به کاهش وزن به کاهش این دسته از عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس کمک کند.
میزان بالای هوموسیستئین خون (هوموسیستئینمی): میزان بالای هوموسیستئین (یک آمینواسید) در خون می تواند مستقیما ً به آستر رگها آسیب برساند، و تشکیل آترومس را محتمل تر سازد. میزان بالای هوموسیستئین همچنین می تواند تشکیل لخته های خون را گسترش دهد. میزان هوموسیستئین همراه با افزایش سن، بویژه پس از یائسگی فزونی می یابد. سطح بالای هوموسیستئین در خون می نواند ناشی از بیماری هوموسـیـسـتـیـنـوریا (یک بیماری موروثی که سبب دفع بیش از حد هوموسیستئین در ادرار می شود)، باشد. افرادی که این بیماری را دارند، اغلب در سنین جوانی، به آترواسکـلروزیسی در مقیاس وســیع دچار می شـونـد. آترومس در بسـیاری از عروق تشکیل می شود، اما نه ابتدا در عروق کرونری، که قلب را تأ مین می کنند. اگر هوموسیستئینمی ناشی از عارضه ای به غیر از هوموسیستینوریای موروثی باشد، خطر بیماری آترواسکلروزیس عروق قلبی (و به همان میزان عروق مغز و رگهای محیطی)، افزایش خواهد یافت. شرایطی که می تواند منجر به افزایش هوموسیستئین خون شود عبارتند از: کمبود فولیک اسید یا ویتامین B 6 یا B 12، نارسایی کلیوی، برخی سرطان ها (نظیر سرطان سینه)، پسوریازیس، سیگار کشیدن بیش از حد، و استفاده از برخی داروها.
علائم
معمولا ً آترواسکلروزیس تا زمانی که بیش از 70% فضای داخل رگ را نگیرد علائمی ایجاد نمی کند. علائم وابسته به محل ایجاد تنگی یا انسداد عروق می باشند که می تواند در هر نقطه ای از بدن رخ دهد. اگر رگهای تأمین کننده قلب (عروق کرونر) تنگ شده باشد، درد قفسه سینه (درد موضعی شدید) ایجاد می شود؛ و اگر این رگها مسدود شده باشد حمله قلبی رخ می دهد. همچنین ممکن است ریتم قلب غیر عادی شده و نارسایی قلبی حاصل گردد. انسداد عروق تغذیه کننده مغز (شاهرگ ها) میتواند ایجاد سکته کند. انسداد رگهای پاها میتواند ایجاد گرفتگی شدید عضلانی (لنگی متناوب) نماید. در افراد دارای سن بالاتر از 55 سال، رگهای تأمین کننده یک یا هر دو کلیه ها می تواند تنگ یا مسدود گشته، گاهی اوقات سبب نارسایی کلیوی یا فشار خون بالای خطرناکی میشود(فشار خون بالای زیان آور).
علائم از آن جهت روی می دهند که همان طور که آترواسکلروزیس یک رگ را تنگ وتنگ تر می کند، بافت های تأمین شونده توسط آن رگ خون و اکسـیـژن کافی دریافت نمی کنـنـد. اولـیـن عـلامت تـنگی یک رگ می تواند درد یا گرفتگی در لحظه ای باشد که جریان خون دیگر نمی تواند به خوبی پاسخگوی نیاز بافت به اکسیژن باشد. به عنوان مثال در طول ورزش، شخص ممکن است بدليل نرسیدن اکسیژن کافی به قلب دچار درد قفسه سینه شود؛ و یا هنگام راه رفتن شخص ممکن است بدلیل نرسیدن اکسیژن کافی به پا دچار گرفتگی عضله پا شود.
همان طور که آتروما به آرامی یک رگ را تنگ می کند علائم رفته رفته به طورمرموزی توسعه می یابند. به هـر حال گاهی اوقات علائم اولیه به طور ناگهانی بروزمی کنند، زیرا انسداد به طور ناگهانی رخ می دهد؛ به عنوان مثال، هنگامی که یک لخته خون در یک رگ تنگ شده بوسیله آتروما گیر کند، سبب حمله قلبی یا سکته می شود.
پیشگیری و درمان
برای کمک به پیش گیری از ایجاد آترواسکلروز شخص باید از علائم خطر ساز قابل کنترل نظیر سیگار کشیدن، کلسترول بالای خون، فشار خون بالا، چاقی مفرط، و عدم فعالیت فیزیکی پرهیز کند. لذا بر اساس این عوامل خطر سازفردی، پیش گیری می تواند شامل ترک سیگار، کاهش کلسترول، کاهش فشار خون، کاهش وزن، و شروع یک برنامه ورزشی باشد.هنگامی که آترواسکلروز به حدی رسد که مشکل ساز گردد، خود عوارض باید درمان شوند. این عوارض شامل آنژین، حمله قلبی، ریتم غیر عادی قلب، نارسایی قلبی، نارسایی کلیوی، گرفتگی پاها، و فشار خون بسیار بالا می باشد.
آدرس اینترنتی... www.merck.com



آريتمي به هرگونه اختلال در ضربان قلب اطلاق ميشود، که ميتواند نامنظم، بسيار تند و يا بسيار کند باشد.
انواع مختلف آريتمي ها کدامند ؟
خيلي کند – برادي کاردي
برادي کاردي به معني کندي ضربان قلب است. قلبي که در تمام اوقات خيلي کند ميزند ميتواند منجر به خستگي و سرگيجه شخص شود زيرا با کند شدن ضربان قلب، خون کافي به ارگانهاي مختلف بدن نميرسد. يک ضربان ساز (پيس ميکر) ميتواند ضربان قلب را در اين شخص به حالت طبيعي برگرداند.
خيلي تند – تاکي کاردي
تاکي کاردي به معناي تندي ضربان قلب است. اگر قلب با ضربان بسيار تند بطپد حفرات فرصت پرشدن را پيدا نميکنند و بنابراين قلب قادر به پمپ کردن خون کافي و در نتيجه اکسيژن به ارگانهاي بدن نخواهد بود که در نهايت منجر به سرگيجه، سنکوپ و حتي ايست قلب ميشود. بعضي تاکيکاردي ها در حفرات فوقاني و بعضي در بطنها روي ميدهند.
چه چيز منجر به آريتمي ها ميشود؟
بسياري از شرايط و مواد ريتم قلب را تحت تاثير قرار ميدهند. بيماريهايي مانند ديابت، فشارخون بالا، بيماريهاي قلبي، بيماريهاي ريوي و پرکاري تيروئيد ميتوانند منجر به آريتمي شوند. بعضي از داروها و سيگار نيز ميتوانند منجر به آريتمي شوند. پي بردن به علت آريتمي بسيار اهميت دارد زيرا نوع درمان وابسته به علت ميباشد. بنابراين پزشک شما براي پي بردن به علت آريتمي شما ممکن است آزمايشهايي را درخواست نمايد.


| فشار خون پایین به فشار سیستولی خون پایینتر از 90 میلیمتر جیوه گفته میشود. |
| غش یا سنکوپ ، از دست دادن موقت هوشیاری و بیهوشی در نتیجه نرسیدن خون کافی به مغز (کوتاه مدت) میباشد. هنگامی که جریان خون مغز کم شود، بدلیل اینکه مغز کنترل خود را روی اعضاء بدن از دست میدهد، فرد قدرت و هوشیاری خود را از دست داده و سقوط میکند. معمولا بعد از چند ثانیه یا چند دقیقه او دوباره هوشیار میگردد. اما اگر سنکوپ با یک ناراحتی جدی پزشکی همراه باشد، بیمار ممکن است نیم ساعت یا بیشتر در حالت بیهوشی بماند. |

هر عضوی از بدن درد خاص خود را دارد و در جای خاصی احساس میشود. با این حال پزشکان چندان موافق نیستند دردهایی را که در قسمت قلب و قفسه سینه احساس میشود درد قلبی بنامیم. آنها بیشتر از اصطلاح درد قفسه سینه یا آنژین صدری استفاده میکنند و تمام دردهای ناحیه سینه را مهم تلقی کرده (هر چند درست روی قلب نباشد) و علت آن را کاملاً بررسی میکنند. علت این است که برخی از دردهای قفسه سینه اصلاً منشا قلبی ندارند و در اثر آسیبهای سایر اندامها ایجاد میگردند.
معمولا درد قلبی در افراد به صورت درد مبهم یا احساس فشار ، سنگینی ، سفتی ، فشردگی یا خفگی بیان میشود تا درد واضح و اغلب بصورت احساس ناراحتی است تا درد. و در صورت شدید بودن بیمار درد را بصورت خرد کننده ، فشارنده و له کننده توصیف میکند که نفس فرد را تنگ کرده و او را از ادامه فعالیت باز میدارد.
کیفیت این درد بیشتر فشارنده است تا سوزشی یا تیز. بنابراین در کسانی که دچار دردهای سوزشی قلب میشوند (بویژه وقتی اندازه محل درد از حد یک سکه تجاوز نمیکند)، باید به فکر علل دیگری برای درد بود. البته اینگونه دردها نیز ممکن است منشا قلبی داشته باشند ولی نشانه ایسکمی (کاهش خونرسانی بافت قلب) نمیباشند. معمولا دردهای قلبی با فعالیت بدنی و یا تغییر حالات روحی و روانی (از جمله استرسهای ناگهانی) ، سرما ، غذا یا ترکیبی از این عوامل تسریع و تشدید میشود و با استراحت تسکین مییابد. البته بسیاری از حملات با این الگوها هماهنگی ندارد. مدت این دردها نیز از 5 دقیقه تا 30 دقیقه متغیر است. در صورتیکه درد قلبی از نیم ساعت بیشتر به طول بینجامد احتمال سکته قلبی در فرد مبتلا به شدت افزایش مییابد.
معمولاً این درد در ناحیه جناغ سینه (قسمت پایینی آن) یا سمت چپ قفسه سینه احساس میشود اما درد سایر قسمتهای سینه نیز ممکن است مربوط به قلب باشد. ولی ممکن است به سایر قسمتها نیز انتشار داشته باشد. گاه این درد به بالای شکم راه مییابد و فرد تصور میکند دچار سوءهاضمه شده است و گاه به آرواره یا زیر چانه ، گردن ، پشت و بین دو کتف یا بازوها (بویژه دست چپ) نیز تیر میکشد. مورد اخیر (انتشار به دست چپ) حالتی نسبتاً اختصاصی بوده و باید فرد را نسبت به قلبی بودن منشا درد آگاه سازد.
معمولا حمله قلبی با علائمی مانند احساس نزدیکی مرگ ، تعریق سرد ، تهوع و استفراغ ، احساس خفگی ، تنگی نفس ، ضعف و منگی همراه است
علت درد قلبی در درجه اول کاهش خونرسانی به بافت عضلانی قلب میباشد. به طوری که عروق قلب نتوانند جوابگوی نیاز قلب به اکسیژن و مواد غذایی باشند. این امر در چند حالت ایجاد میشود اما شاید دو سه مورد آن از بقیه مهمتر باشند که بسته شدن نسبی یا کامل سرخرگهای قلب توسط لخته خون ، گرفتگی یا انقباض عروقی و اختلال شدید در ضربان قلب از آن جملهاند.